روانشناسی شخصیت شناسی از روی چشم

چهره شناسی زبان بدن چشم

از زمانهای خیلی قدیم مردم و دانشمندان عقیده داشتند که چهره انسان از رفتار و کردار آدمی حکایت می کند، بارها پزشکان معالج در حین عمل تشخیص داده بودند که وضع قرار گرفتن هر یک از اعضای بدن چه در خارج یا داخل بدن در روحیه بیمار تاثیر دارد و وابسته به اندام او است، چنانکه یک دستها یا یک چشمها یا کوتاه قدها و خپله ها هر کدام از یک نوع نا هم آهنگی اخلاقی و سرشتی برخوردار هستند.

دکتر اکورمان چهره آدمی را پایه و اساس این نظریه قرار می دهد و آن را به دو قسمت یا به دو گروه تقسیم می کند.

  1. شخصیت شناسی از روی چهره باز و دوم چهره درهم پیچیده

اکنون ببینیم چهره بازو گشاده را چگونه بشناسیم؟!

ابتدا اینکه چهره باز گاهی ممکن است عریض یا گرد و یا تقریباً مربع شکل باشد.

  1. پوست بدن رنگ آن شفاف یا سرخ یا مایل به گلی است زیراخون به آسانی در همه جای بدن گردش می کند.
  2. گاهی شکل صورت از خطوط کوتاه و عمیق تشکیل شده است و اعضای گیرنده یا حسی این نوع چهره را دکتر کورمان دستگاه احساس نامگذاری کرده است.
  3. این نوع چهره ها صاف و درخشان، چشمان بزرگ و از هم دور، بینی او کمی بلند، دهان بزرگ به طوریکه در موقع حرف زدن با لبهای گوشتالو حرف می زند.

شخصیت شناسی چهره باز

شخصیت کسی که دارای چهره باز باشد بیننده از دیدن او لذت می برد، از او خوشش می آید با میل و رغبت با او حرف می زند. سخنانش در دل او می نشیند، دارنده چنین چهره ای با مردم مهربان است و چنین می نماید که غریزه دوست داشتن و محبت کردن در قیافه اش مانند یک احساس گویا انعکاس دارد.

روانشناسی افرادی که چهره بشاش دارند

او قیافه ای بشاش دارد، همیشه با تبسمی شیرین از دوستان خود استقبال می کند و مثل این است که قیافه خوب و مطبوع او نماینده کنش و سرشت پاک او است.

چهره باز متعلق به کسانی است که غالباً میل دارند با دوستان خود کنار بیایند، در مجمع دوستان بروند، حرف بزنند، بخندند و مخصوصاً محبت و نشاط آنها گاهی به حد افراط می رسد. قلبش در دستش است همه قلب او را می بیند و دوستش دارند، احساسات او را همه می بینند و خودش هم احساس خویش را به همه نشان می دهد، دوستان زیادی برای خود فراهم می کند. در سن جوانی ازدواج می کند، زندگی را به عیاشی نمی گذارند و همه چیز را با نظر خوش بینی تلقی می کند و به طور کلی با دنیای خارج درارتباط است، حقیقت گو است و در زندگی اجتماعی جای خود را باز می کند و غالباً در کارها با سهولت تمام پیروز می شود.

شخصیت شناسی چهره مغموم و گرفته

شخصیت چهره تیره و تار دارای چشمانی فرورفته و تیره، ابروان برجسته، بینی پهن، صورتی فرورفته، چانه دراز و گاهی برگشته، چشمانی تیزبین مثل اینکه با چشمان خود می خواهد در اعمال دل و جان آدمی فرورفته واسرار دلش را با چنگال بیرون بیاورد.

چهره های این گروه غالباً بسیار تنگ و گاهی به شکل مثلث یا دراز است، چنین کسی دارای قیافه ناپسند و گره خورده و استخوانی، رنگش مثل اینکه خون به سختی در آن جریان دارد. پریده است ، اندامش کوچک و به خود فرورفته مثل اینکه نمی خواهد با دنیای خارج بستگی و ارتیاط داشته باشد.

چشمان در گودی در حلقه ای به هم نزدیک قرار دارد، فاصله دو چشم خیلی به هم نزدیک است. چشمان نیز از حد معمول به هم نزدیکترند. بینی او یا کوچک یا خیلی پهن است و لبهایش بسیار کلفت و غیر طبیعی است.

چنین آدمی از نیروی خود صرفه جوئی می کند، خود را از دیگران کوچک تر و ناتوان تر می داند و می خواهد از دیگران تواناتر باشد.

از لحاظ اجتماعی آدمی مرموز و کناره گیر است. غیر از عده ای محدود که از آنها اطمینان دارد و از دیگران خود را دور می داند و از دوستی با مردم گریزان است، تنهائی و گوشه گیری رادر جمع شدن با آنها ترجیح می دهد.

روابط او با خارج محدود و کنترل شده است و ماننده چهره فراخ با اراده نیست، اما بدون تردید از لحاظ هوش و فراست نسبت به او برتری دارد.

در زندگی فاقد سازش و نرمی است و به اصطلاح عوام زیاد قاطی دیگران نمی شود، از آنچه در اطراف او می گذرد راضی و خشنود نیست، در برابر مظاهر خارج یا نبرد می کند یا به خود فرو می رود.

صاحب چهره به هم رفته و منقبض ازدواج را با قیافه بازاستقبال نمی کند، برای خود دوستانی ندارد، زیرا کسی را دوست ندارد. پیروزی او مانند صاحب چهره فراخ با سرعت نیست و آنچه به دست می آورد از روی حیله و دروغگوئی و ظاهر سازی است.

پیشرفت در کارهای او اساسی تر است زیرا عقل را با هوسهای گناهکارانه به کار می اندازد.

در تاریخ ایران، حسن صباح پیشوای اسماعیلیه از این نمونه بود. او چهره ای دراز، چانه دراز برگشته، چشمانی فرورفته و حیله گر، لبهای نازک و برگشته داشت.

این مرد با خواجه نظام الملک وزیر آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی و عمر خیام دوست بود و به نام سه یار دبستانی در تاریخ شناخته شده اند.

روانشناسی چهره خواجه نظام الملک

خواجه نظام الملک قیافه ای فراخ و خندان و مهربان و چشمانی شفاف و گیرنده و عمر خیام دارای چشمانی درخشان، پیشانی بلند، قیافه ای گشوده داشتند، اما حسن صباح در عمل هم مشاهده شد که دارای چنین قیافه مردی ماجراجو از کار درآمد، خواجه نظام الملک به او محبتهای زیاد کرد او را به ملکشاه معرفی نمود و کارهای بزرگی به او داد، به طوری که مشاور ملکشاه شد. اما او نمی خواست پائین تر و کوچک تر از خواجه باشد و با رفتارش همه را از خود رنجاند و از دربار طرد شد و بالاخره با نیت آلوده ریاست فرقه اسماعیلیه را به عهده گرفت و با ریا و سالوسی جمعی را به گرد خود جمع کرد، در مدت زندگی دست به جنایات زیادی زد. جمعی از بزرگان که خواجه نظام الملک و پسرانش از آن جمله بودند به دست او کشته شدند. برخی این مدل قیافه ها را جزو دسته افراد غیر قابل اعتماد می دانند.

اما عمر خیام که مردی فراخ چهره و گشاده رو و مهربان بود از کمکها و یاریهای خواجه استفاده نمود و عمری را در خدمت به خلق و پیشرفت دانش و ریاضی گذراند و هم او بود که به دستور سلطان گاهنامه جلالی را تنظیم نمود و نام نیکی از خود به یادگار گذاشت.

چهره آدمی خلاصه ای ازکردار و رفتار اوست.

با توجه به آنچه گفتیم سه نوع قیافه را در نظر می گیریم.

کودک از روزی که به دنیا می آید تا دوران پیری قیافه اش عوض می شود.

سه دوره برای کودک تا سن پیری قائل می شوند:

۱- چهره جوان تا حدود چهل سالگی که در این دوران قیافه کودک به اشکال گوناگون در می آید، خطوط چهره خمیده و افتاده و گاهی در هم، پیشانی خم شده و بینی متمایل به جلو، مانند این است که قسمت صورت در حال جلورفتن است.

۲- بعد از چهل سالگی چروکها در پیشانی ظاهر می شود در این حال نیم رخ خود را نشان می دهد. بعضی از اندام ها مانند چهره و پیشانی و چانه تغییر می کنند.

۳- در دوران شصت سالگی به بعد چروک کلی در چهره پیدا می شود، صورت به گودی می رود، یک نوع عدم تناسب در بینی که در حال خود باقی مانده و سایر قسمتهای چهره ظاهر می گردد.

اگر در مدت این سالها پیشانی دارای چروک باشد این چروک اگر چه نماینده عمر است ولی از طرف دیگر نماینده فکر و اندیشه او است.

قسمتهای سه گانه صورت هر کدام حکایت از یک طبیعت و سرشت می کند، از طرف دیگر باید بدانیم که اخلاق و آداب ما مربوط به وضع ظاهر چهره نیست. اگر اینطور بود هر کس می توانست از چهره و چشم و بینی و عضلات آدمی به اخلاق و کردار او پی ببرد.

دانشمندان در اثر آزمایشهای زیاد پی برده اند و می گویند وضع گرفتن هر یک از اندام های بدن که با هم متفاوت اند در تغییر حالات و عادتها موثر است.

این تغییرات تحت تاثیر سه دستگاه عامل در بدن به وجود می آید، یکی از آنها سلسله اعصاب، دوم سلسله مجاری خون و سوم سلسله عضلات است که با هم روابطی دارند.

اول سلسله اعصاب

پاولف روانشناس شهیر روسی سگها را به سه دسته تقسیم بندی می کند:

اول – سگهای هار و گیرنده نوعی هستند که همیشه حالت حمله دارند ممکن است صاحب خود را هم گاز بگیرند.

دوم – سگهای ترسو که اگر به سرشان بزنید و یا دست رویشان بلند کنید فوراً تسلیم می شوند، گاهی هم از ترس ادرار می کنند، این نوع سگها را حیوانی ترسو می نامند.

سوم – حیوانات متعادل که کمی آرام و هوشیار و زرنگ هستند مانند سگهای پلیس و قهرمان سگ سریال در تعقیب جو.

در انسان هم این آزمایش درست در می آید، گروه های پسر و دختر را اگر با هم در یک جا جمع کنیم، گروهی آرام و فرمانبر دارند و از قانون تخطی نمی کنند. گروه دیگر خود را سوپر من می دانند و می خواهند بر دیگران تسلط داشته باشند و گروه سوم جوانانی تجاوز کار، دروغگو و غالباً جنایتکار و منحرف از آب در می آیند.

اجتماع را اگر فاکتور گیری کنیم هر کدام دارای خصوصیاتی هستند که با انواع دیگر تفاوت دارند، اخلاق و آداب و غرایز و ادراک و خواسته های آنها با هم متفاوت است و هر کدام از لحاظ روانی و طرز تفکر نوع واحدی را تشکیل می دهند.

بنابراین تمام مردم جهان را می توان بین این سه گروه مقیاس گرفت، اختلاف هر کدام با دیگری مربوط به سلسله اعصاب و شرایط برخورد آنها با محیط است.

قسمتهای سه گانه صورت هم هر کدام حکایت از یک سرشت و صفت مخصوص می کند، به این ترتیب که اندامهای قسمت پائین صورت مانند چانه و دهان و دندانها حاکی از صفات غریزی و طبقه متوسط شامل بینی و گونه ها نماینده تاثرات درونی و عواطف انسانی و طرز زندگی اجتماعی و قسمت بالای صورت شامل پیشانی ابروان مژگان و چشمها حاکی از عادات و حوادث زندگی است بنابراین می توانیم بگوئیم:

۱- چهره های گشاده با چشمان درشت و قیافه مطبوع که به شرح و توصیف آن پرداختیم متعلق به کسانی است که دارای هوش وافر، طبع مهربان و انسان دوست هستند. غالباً رجال و بزرگان مشهور از این طبقه اند، ممکن است مهربان نباشند اما دارای فکر بلند و نبوغ و شخصیت ممتاز هستند.

۲- برخلاف آن چهره های عبوس و درهم و نازیبا و گرفته که دیدن آن تنفرآور است دارای افکار پلید و پست و ازدسته افراد دروغگو و نامهربان و خشمگین و عصبانی و جاه طلب هستند.

۳- چشمان درشت و زیبا و بدون برجستگی مردمانی مهربان و دارای عواطف خوب هستند مهر و عطوفت دارند، به سخنان دیگران گوش می دهند به شخصیت افراد احترام می گذارند و برخلاف آن چشمان فرورفته که دارای برق شیطنت است افرادی حیله گر، دروغگو و فریبکارند و اگر چشمان نسبت به هم فاصله زیاد داشته باشد که در نگاه کردن محسوس باشد بازهم حاکی از عواطف انسانی است ولی اگر فاصله چشمان کم باشد در اصطلاح آن را تنگ نظر می خوانند، این افراد دارای خست طبع، پول پرست و دنیاپرست و ظاهربین هستند و آنچه را در ظاهر می گویند غیر از آن است که در باطن فکر می کنند، بعضی افراد زشت و نازیبا هم ممکن است قیافه ای فراخ داشته باشند.

شخصیت شناسی از روی پیشانی

۱- شخصیت پیشانی اگر بلند و تافرق سر امتداد داشته باشد مردمانی فکور و از کسانی خواهند بود که از راه فکر، خود را به مقام عالی می رسانند، غالب دارندگان پیشانیهای بلند و گشوده متعلق به سیاستمداران و رهبران و کسانی هستند که عده ای را زیر دست خود اداره می کنند. پیشانی افرادی که قسمت زیادی از بالای سر را شامل میشود و دارای خطوط زیاد باشد دارای صفات ذیل خواهند بود.

روشن فکر یعنی به دنبال خرافه نمی رود و افکاری کاملا منطبق با واقعیات و برپایه اصول علمی دارند.

۲- عمر آنها کوتاه، از ثروت و منال بهره ای ندارند زیرا افکار بلند دارند و به پول و ثروت ارزش قائل نیستند. غالب آنها ممکن است گوشه گیر باشند ولی در تنهائی با تراوشات فکری به دیگران بهره می رسانند.

۳- اگر این پیشانی دارای خطوط زیاد باشد این خطوط زیاد عمیق نیستند. مانند خط بسیار نازکی است که گاه در پیشانی دیده می شود و اگر از دو طرف موی سرشان کمی عقب رفته باشد صاحب مقام بلند و غالبا از افرادی ناراحت و انقلابی هستند.

عمر آنها دراز، دارای تحمل و بردباری زیاد، مزاج سالم، افرادی نترس و بااراده، شورش طلب، در سختیها مقاومت دارن، و چیزی نیست که آنها را از پادر آورد و فقط شکست های پی در پی در تضعیف آنان موثر است.

زبان بدن پیشانی برآمده

افرادی پشتکاردار ، با استقامت ، اما بی فکر و دمدمی مزاج ، در هر کاری تردید دارند و اگر این افراد دارای چشمانی بزرگ و روشن باشند تردید رأی آنان کمتر ولی با استقامت و پایداری پیروز می شوند

پیشانی کوچک و فشرده

۱- پیشانی کوچک به آن معنا است که از حدود بالا ابرو تا فرق سر بسیار کم عرض و بیش از چند سانتیمتر نیست و در ضمن آن پیشانی دارای چین خوردگیهای زیاد است. این افراد کمی با هوش اما مردمانی بی استقامت وبزدل هستند.

پیشانی پرچروک و خط های زیاد و شلوغ افرادی تنبل، بی فکر، کم ظرف و بی استقامت.

۲- گاهی پیشانیها بدقواره و ناجور است قسمتی از آن برآمده و قسمت دیگر فرورفته است این قبیل پیشانیها دلالت بر کمی عقل و هوش می کند و غالب آنها پریشان خیال و زود تحت تاثیر گرفتاریها قرار می گیرند زیرا هیچ گونه استقامت و اراده ای ندارند.

چشمان

۱- درباره چشمان گفتنی ها بسیار است. زیرا چشم چون آئینه ای است که وجود انسان در آن متمرکز می شود و تمام افکار و حالات روانی را چشم می تواند بیان کند.

شخصیت شناسی از روی چشمان درشت و برآمده

توجه کنید چشمان درشت با چشمان درشت و برآمده متفاوت است، چشمان درشت و برآمده چشمانی غیرطبیعی است دارنده آن آدمی شلوغ و پرسروصدا است، بی فکر و ظاهربین است، نمی تواند دوراندیش باشد، از آزارکردن دیگران لذت می برد آدمی بیرحم و نادان است، مبالغه گو پرحرف، خودستا، دروغگو، ظاهرساز، حیله گر، بدبین و بدخواه و از کسانی است که برای نفع خود دنیائی را به هم می زند و اگر مرد باشد شوهری نامناسب و اگر زن باشد خیانتکار و ریاکار است از خیانت رو گردان نیست، تجمل پرست است و حتی نسبت به فرزندان خود مهربان نیست و اگر هم مهربان باشد دلسوز نیست.

۳- صاحب آن مردی راستگو و مهربان، سلیم النفس، دارای احساسات ظریف، زودرنج، همه را دوست دارد نسبت به همه خوش بین است و زود فریب می خورد.

چشمان کوچک فرورفته

دارنده این چشم اگر فاصله دو چشمش کمتر از معمول باشد آدمی دورو، متقلب، و بدجنس و ظاهرساز و از افرادی است که نمی تواند کسی را دوست داشته باشد.

چشمان بادامی شکل

دارنده این چشم متملق و چاپلوس و ریاکار و فکر کوتاه می باشد و از افرادی است که با ریاکاری و ظاهرسازی برای خود دوستانی فراهم می کند و دارنده این چشم اگر چشمانش خیلی ریز باشد در صورتی که گونه هایش برآمده باشد از افراد خطرناک است که باید از او دوری کرد.

لکه سیاه در چشم نشان از شخصیت خاص انسان دارد

اگر لکه سیاهی در چشم چپ یا راست و یا یکی از آنها باشد، دارای سرنوشتی تلخ و ناگوار و زندگی او با حوادث وحشتناک همراه است و گاهی به نیستی او تمام می شود. اما به طور عموم لکه سیاه در چشمان نشانه ای از بدجنسی و پستی و تبهکاری است.

شخصیت افراد دارای چشمان جذاب و گیرا

این نوع چشم در مرد و زن تفاوت می کند، چشمان جذاب و گیرا در زنان نشانه ای از لطف و صفای باطن است. زنی است مهربان و با محبت و نسبت به خانواده اش علاقمند، شوهر دوست و اما در مردان نشانه ریا و حیله وظاهرسازی است چنین مردی با چشمان گیرای خود دیگران را فریب می دهد، راستگو نیست غیر از دروغ و تزویر و فریبکاری پشتیبانی ندارد.

چشمان زیبا

فاصله دو چشم آنها زیاد است افرادی درستکار و راستگو هستند به شرط اینکه این چشم زیاد درشت نباشد در این صورت این امتیاز از او گرفته می شود.

چشمان معیوب

دارنده چنین چشمانی که مثلاً لوچ یا چپ باشند مردمانی نادرست و حسود و بدبین هستند و این یکی از دلایل محرومیت است. کسانی که نقص عضوی دارند عموماً مهربان و راستگو نیستند و نیست به دیگران حسد می ورزند و کسی را دوست ندارند.

چشمان لوچ

دارنده چنین چشمانی بسیار مهربان و مردم دوست و این از آن استثناها است که چشمان لوچ را نمی توان جزو چشمان معیوب قرار داد.

شناخت شخصیت افراد یک چشم

یک چشم که آنرا واحدالعین می گویند مردمانی لئیم و پست، بدخواه وبه اصطلاح برخلاف سایرین که دنیا را دو تا می بینند، نصف جهان را می بینند و غالباً افرادی احمق و نادان و کوته فکر هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *