مدل ایستادن در زبان بدن

مدل ايستادن و حرکات های بدن در زبان بدن چه چيزهايى را نشان مى دهد؟

مدل ايستادن فرد مى تواند نشانه اى از نفوذ، قدرت يا سلطه پذيرى او باشد. وقتى فردى هنگام ايستادن كمى خميده قامت است، مى تواند نشان از سستى و احساس ناامنى در فرد باشد. در بعضى مواقع نيز فرد تا حدى احساس گناه، عذاب وجدان يا شرم دارد. وقتى فردى هنگام ايستادن شانه هايش را عقب مى دهد و كاملاً صاف مى ايستد، اين حالت نشان از سلطه گرى اوست و در واقع نشان مى دهد انسانى با اعتماد به نفس، صادق و موفق است. حتى اگر كوتاه قد باشد، گرفتن ژستى مطمئن و بى پروا او را پر ابهت نشان خواهد داد.

تماس چشمی

تماس چشمى، بين افراد معمولاً در فرهنگ هاى مختلف متفاوت است. مى توان گفت با توجه به فرهنگ معناى تماس چشمى متفاوت است. اما در بيشتر مناطق معناى آن صداقت و رك گويى فرد است. چشم ها از مهم ترين اعضايى هستند كه به راحتى احساسات شما را به طرف مقابل انتقال مى دهند. در واقع چشم ها، مهم ترين جزء انتقال دهندة زبان بدن هستند. چشم ها مى توانند هر حسى را بيان كنند؛ از ناراحتى و خوشحالى گرفته تا درد و ديگر احساسات. افرادى هستند كه وقتى با آن ها صحبت مى كنيد، مدام به اطراف نگاه مى كنند و چشم هايشان مى گردد؛ اين حالت نشان مى دهد كه فرد عصبى است و دروغ مى گويد يا اين كه كاملاً حواسش پرت است. به طور كلى مى توان گفت وقتى با كسى صحبت مى كنيد و او به شما نگاه نمى كند، مى تواند نشانه ی آسودگى طرف مقابل يا سلطه پذيرى او باشد. چپ چپ نگاه كردن مى تواند نشان دهد فرد نسبت به شما بدگمان است و حرف هاى شما، او را متقاعد نكرده است. وقتى طرف مقابل شما هنگام صحبت كردن مدام به زمين نگاه مى كند يعنى احتمالاً يا خجالت مى كشد يا كلاً شخصيتى كم رو و محجوب است. وقتى چشم هاى كسى به دور دست ها نگاه مى كند، معمولاً اين را نشان مى دهد كه فرد در افكار خود غرق شده است و به حرف هاى شما گوش نمى دهد.

پا ها نيز حرف مى زنند!

وقتى فردى طورى نشسته است كه يك پا را روى پاى ديگر انداخته و در هوا تاب مى دهد، مى خواهد اين پيام را به طرف مقابل منتقل كند كه من حوصله ام سر رفته است. در واقع اين حركت نشانگر گريز است، اگرچه بدن فرد ساكن و بدون حركت باشد. هنگام مذاكرات هر گاه يكى از طرفين، يا هردوى آن ها پاهاى خود را روى هم بياندازد، نشانه ی اين است كه وارد مرحله ی جديدى از مذاكره شده اند؛ مرحله اى كه امكان تفاهم كمرنگ شده است. اگر انداختن پا روى پاى ديگر، با گذاشتن دست ها به صورت ضربدر در زير بغل همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد فكر جدى ترى براى تغيير وضعيت انجام دهند تا طرف مقابل از حالت تدافعى خارج شود.

انداختن پا ها روى هم در ناحيه زانو: در زبان بدن به طور يكسان در مردان و زنان رايج است و از آن مى توان اين برداشت را داشت كه من بسيار آسوده خاطر هستم و به خوبى به حرف هاى شما گوش مى دهم.

قوزك پا روى زانو: اين معمولاً عملى مردانه و گوياى اين است كه من قاطعانه از حقوقم دفاع مى كنم و در عين حال آرامش دارم. اين همان ژست اصيل است. « كابويى پا روى پا اندازى »

انداختن پا روى هم در ناحيه قوزك: اين ژست هم در مرد ها بيش از زن ها مورد استفاده قرار مى گيرد. مى گويد: “من مودبانه در آرامش هستم”.

به هم پيچيدن پا ها: اين ژست در خانم ها رايج است. زن پاهايش را به هم مى پيچاند طورى كه يك پايش را به پشت قوزك پاى ديگرش قلاب مى كند. مرد ها انجام دادن اين كار را دشوار مى پندارند. به هم فشردگى اين حالت برداشت در آغوش گرفتن و نوعى تمايل جنسى را در ذهن تداعى مى سازد.

قفل كردن پا ها نشانه زبان بدن: اين حالت نيز نمونه اى از ژست هاى زنانه است. او در حالى كه ايستاده پايى را به پشت پاى ديگر قفل مى كند. اين عمل معمولاً اين مفهوم را مى رساند كه فرد عصبى و ناراحت است.

قراردادن مچ يک پا به روى مچ پاى ديگر: اين اشاره، اشاره اى است كه در مواقع بسيارى بروز مى كند. مثلاً در جلسات رسمى يا دوستانه اى كه شخص تحت فشار روانى، تنش يا استرس قرار گرفته است. مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدى دارند، آن ها به راحتى مى توانند افرادى كه از مسافرت با هواپيما مى ترسند را تشخيص دهند، زيرا اين افراد با پاهاى گره خورده و قرار دادن يک مچ به روى مچ ديگر مى نشينند، به خصوص در هنگام برخاستن هواپيما. هم چنين بسيارى از افراد در موقعيت هاى تنش زا مانند شركت در آزمون يا مصاحبه اى براى استخدام، مچ پاهاى خود را روى هم مى اندازند. اصولاً علايم زبان رفتار بيش تر با يك ديگر و در يك مجموعه ظاهر مى شوند و به همين ترتيب بايد با هم تعبير شوند. براى مثال اگر طرف مقابل شما پايش را از روى پا بردارد و كمى به طرف شما خم شود، مى توانيد نتيجه بگيريد كه او به سخنان شما علاقمند است و تمايل دارد بيش تر بداند.

بازكردن دكمه هاى كت نشانه ای مهم در زبان بدن:

افرادى كه با شما بى ريا و صميمى هستند غالباً دكمه هاى كت خود را باز كرده يا حتى آن را از تن در مى آورند، اما در مذاكره هاى رسمى اين چنين نيست. در اين شرايط افراد زمانى كت خود را در مى آورند كه امكان دسترسى به توافق وجود داشته باشد. به عبارت ديگر در صورتى كه طرفين احساس كنند به توافق نخواهند رسيد، هر قدر هم كه هواى اتاق گرم باشد، كتشان را در نمى آورند.

یکی از علائم زبان بدن كشيدن دست به چانه است:

اين علامتى از زبان رفتار است كه هنگام تصميم گيرى بكار مى رود. كشيدن دست روى چانه معمولاً با حالتى از چهره همراه است كه در آن چشم ها كمى جمع مى شود. افرادى ديگر ممكن است در اين حالت لب  بالايى را لمس كنند و آن را بكشند و بعضى مرد ها با سبيل يا ريش خود بازى مى كنند كه همگى دليل بر تعمق و ارزيابى است. در بازى شطرنج نيز  افرادى كه قرار است حركت بعدى را انجام دهند در بسيارى از موارد چنين اشاره اى را از خود نشان مى دهند كه پس از تصميم گيرى متوقف مى شود. در اين جا لازم مى دانم نگاه از بالا و پايين را هم توضيح دهم، زمانى كه شنونده لب يا چانه خود را لمس مى كند، اگر سرش به سمت پايين متمايل باشد و از پايين به بالا نگاه كند در حال ارزيابى و تفكر است.و اگر سر به سمت بالا متمايل باشد و چشم ها از بالا به پايين نگاه كنند، بيان گر ترديد شنونده است.

برداشتن عينک:

برداشتن آهسته ی عينک جهت تميز كردن آن، در شرايطى كه نيازى به اين عمل نيست، اشاره اى تعويقى است، اين عمل در طى يک مذاكره ممكن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتى شخص مى خواهد با طفره رفتن از پاسخ دادن به سؤال يا ايجاد تأخير در پاسخ، مطالبى را در ذهن خود بررسى كرده و موقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد مى خواهند زمانى را براى پرسش يا پاسخ خود در اختيار بگيرند. اشارة مشابه ديگر مى تواند نگه داشتن عينك در كنار دهان باشد.

دست زدن به بينى در زبان بدن:

اين علامت رفتارى و يا ماليدن بينى با انگشت اشاره، نشانه ی شک و ترديد در مورد مطالب گفته شده در يک گفتگو يا مذاكره است؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاى صندلى باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسى كه بينى خود را مى خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگر در اين زمينه، ماليدن پشت گوش يا كنار آن است كه حاكى از شک و ترديد در ارائه ی يک پاسخ يا سبک و سنگين كردن آن است. در بسيارى از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته و عمل ماليدن چشم انجام مى شود.

ضرب گرفتن روى ميز:

كسى كه با ريتمى يک نواخت و كسل كننده، روى ميز ضرب مى زند مى خواهد احساس بى قرارى خود را بيان كند. اشارات مشابه ديگر مى تواند اين باشد كه فرد مرتباً دكمة خودكار خود را بالا و پايين مى زند و يا با پاشنة پا به زمين ضربه مى زند. پيام مستقيم اين اشارات براى شما اين است كه بايد دريابيد كه حرف هايتان كسل كننده و بى روح است و يا اين كه براى طرف مقابل تازگى ندارد.

سطح چشم ها

در يك گروه، معمولاً فردى كه سطح ديد چشمانش از سايرين بالا تر است رهبر محسوب مى شود. يعنى مثلاً هنگامى كه شما ايستاده و ديگران نشسته باشند، قطعاً شما در موضع قدرت قرار داريد.

مالش چشم: كودک زمانى كه نمى خواهد صحنه اى را ببيند، با دست جلوى چشمانش را مى گيرد، در بزرگسالى همان حركت را با زيركى و بصورت مخفيانه انجام مى دهيم. بدين صورت كه با دست خود چشم هايمان را مى ماليم. مرد ها با پشت دست و خيلى محكم اين كار را انجام مى دهند اما خانم ها معمولاً بدليل آرايشى كه دارند خيلى ظريف تر اين حركت را انجام مى دهند و گاها به لمس كردن زير چشم با نوک انگشت اشاره اكتفا مى كنند. اين كه فردى چشمش را با انگشت اشاره مالش دهد، نشان گر فريب و نيرنگ است. از آن جايى كه فرد مى خواهد تماس ديدارى را قطع كند، بهانه اى به دست مى آورد كه به اين طرف و آن طرف نگاه كند. اين حركتِ غير ارادى، افشاگرى قوى است كه به ما نشان مى دهد، فرد دارد دروغ مى گويد. چشم برگرداندن در زبان رفتار بدن انسان نيز، معمولاً علامتى مسلّم از نيرنگ، گناه و دروغگويى است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان فردى، براى لحظه اى طولانى تر از چشم بر هم زدن متعارف بسته و ابرو ها نيز برخاسته شود پيام چنين است : به حرف زدن خود خاتمه بده. حركت چشم به سمت بالا نیز نشانه ی غضب و عصبانيت است.

نگاه مختصر به اطراف: اين ژستى خجالتى و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خيره مى شود، در حالى كه سرش را پايين انداخته و به سمت مخالف كج مى كند و اشاره بر كم رويى بى باكانه دارد.

نگاه ممتد: اين نگاه، بى ترديد نشانه اى از گرايش جنسى است. شخصى كه تماس چشمى برقرار مى كند، چشم برگردانده، سپس مجدداً به چشمان شما نگاه مى كند مى گويد : مايلم با شما بيش تر آشنا شوم.

نگاه خيره شديد: اين نگاه، نشانه ی خلق تهاجمى، سلطه جويانه و تهديدآميز است.

نگاه به بالا و پايين: هنگامى كه آقايى نگاهش را به سر تا پاى يك خانم مى اندازد به او مى فهماند كه به اندام فيزيكى وى علاقه مند است.

چشمک زدن: چشمک علامتى غرض آلود و نشان گر آن است كه رمز و رازى ميان فردى كه چشمک مى زند و فردى كه به او چشمک زده مى شود برقرار است.

بالا انداختن هم زمان دو ابرو: در ميان اتاقى شلوغ، مفهوم آن كاملاً واضح و روشن است: مايلم با شما معاشرت كنم.

بالا انداختن يك ابرو: زمانى كه ابرويى بالا انداخته مى شود در حالى كه ابرو ديگر پايين باقى مى ماند مفهومش اين است: حرف شما را باور نمى كنم.

ابروهاى گره خورده: زمانى كه هر دو ابرو به سمت همديگر كشيده شده و باعث پديد آمدن شيار بين آن دو مى شود دلالت بر اضطراب، درد، ترس و يا آميزه اى از اين هيجانات دارد.

پوشاندن صورت: زمانى كه دست بر روى صورت مى آيد مفهومش چنين است: شوكه شده ام. اين ژست بين فرد و موقعيت مزاحم و متجاوز فاصله مى اندازد.

تبسم با دهان گشوده: دندان هاى بالا نمايان شده و به شخصى كه با شما گفتگو مى كند مى فهماند كه مايل هستيد بيش تر با او آشنا شويد.

تبسم با لبان بسته: اين لبخند تنها براى اداى احترام و ادب و نزاكت است.

در هم كشيدن لب ها: هرگاه فردى لب هايش را در هم كشيد به مفهوم آن است كه طرف مقابلش را جذاب و دل ربا يافته.

لب هاى سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذيرش است.

جويدن لب ها: این عمل در زبان بدن نشانه:  وقتى فردى لب پايين خود را مى جود و سرش را تكان مى دهد، نشان گر خشم فرد است.

تماس با لب: هرگاه انگشت اشاره به طور عمودى براى لحظه اى به طرف بالا آيد، اين مفهوم را مى رساند كه: ساكت باش. ولى هرگاه انگشت اشاره به لب پايين تماس پيدا كند و دهان اندكى باز شود مفهومش چنين است: مى خواهم با شما صحبت كنم.

خميازه كشيدن: خواب آلودگى تنها علت خميازه نيست، بلكه خمیازه اجتماعی نیز وجود دارد. خميازه اى كه در موقعيت هاى استرس زاى خفيف يا هنگامى كه مردد هستيد چه كارى مى خواهيد انجام دهيد، پديد مى آيد. خميازه، روشى است براى خريدن زمان.

حركت انگشت: ضربه ی آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يک نواختى را با انگشتان نواختن، دلالت بر بى تابى و ناشكيبايى دارد. اين حركت نمادين گريز است. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بى حركت است انجام مى دهند.

دست هاى پنهان: اين ژست، مرموز و آب زيركاهانه است. فرد مى گويد: مايل به گفتگو با شما نيستم. به خصوص در مورد وقتى دست ها عميقاً در جيب ها فرو شده باشد، جايى براى تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.

دست ها به روى زانو: وقتى كف دست ها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذيرا است. وقتى كف دست ها پايين باشد ممكن است پاى فريبكارى و تعرض در ميان باشد.

مناره كردن انگشتان: هنگامى كه فردى انگشتان خود را به هم فشرده و چانه و دهان را روى سر انگشتان قرار مى دهد، نشان گر تفكر عميق است. مانند زمانى كه شخص به اميد شنيدن جواب است. هم چنين حائلى است براى محافظت كردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان.

مشت پوشيده شده با دست باز: فرد در اين حالت خشمگين است اما مى كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند. اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد، هر موضوع كوچكى منجر به آن شود كه كنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست: شخصى كه مى خواهد عقايدش را به اجبار تحميل كند، ممكن است دستش را به طرف شنونده و جلو پرتاب كند. در حالت خفيف تر تنها از انگشتان استفاده مى شود.

قلاب كردن دست ها پشت سر: ژستى متكبرانه است. خصوصاً زمانى كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او مى گويد: من آن قدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم.

بازى كردن با حلقه ازدواج: اين علامت عصبى بودن و نشان گر آن است كه مشكلى در ارتباط وجود دارد. خصوصاً زمانى كه فرد هم زمان در مورد همسرش در حال صحبت كردن است.

تكان بى قرار دست ها: اين تلاش بدن براى رهايى است. هورمون آدرنالين در حال ترشح است اما فرد نمى داند چگونه خود را رها كند. كلنجار رفتن با سر آستين پيراهن و يا جواهر آلات روى مچ به ديگران مى گويد كه: شما احتياج به توجه داريد. در كافه اين عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كارى منحرف كننده و موجب حواس پرتى مى شود.

دست زدن به كراوات: اين رفتار مردانه مى گويد، مى خواهم تأثير خوبى از خودم به جا بگذارم. اين روش اوست كه مى خواهد بفهماند شديداً در تلاش است تا شما را خشنود كند.

دست كشيدن در ميان مو ها: وقتى افراد نمى دانند چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان مو ها مى كشند. ناظرى كه قادر است زبان بدن را متوجه شود، در اين حالت آگاه است كه فرد در مورد كارى كه مى خواهد انجام دهد و يا چيزى كه مى خواهد بگويد ترديد دارد.

خم كردن بازو ها: اين كار مى گويد : “من قوى و نيرومند هستم” بالا آوردن يك بازو نيز راهى است براى جلب توجه. هر دو دست را به جلو دراز كردن نشانة خوش آمدگويى است.

دست ها به پشت: وقتى دست ها به پشت كمر قلاب مى گردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. مى گويد “من راحت هستم” مشابه حركتى كه سربازان زمانى كه در حالت خبردار نيستند به خود مى گيرند.

دست ها به جلو: هنگامى كه مضطرب هستيم تمايل به نگه داشتن دست هاى خود در جلوى بدن مان داريم تا بتوانيم سدى حفاظتى ايجاد كنيم

دست هاى قلاب شده: بر خلاف دست به سينه بودن كه دست ها به طور متقاطع روى سينه قرار مى گيرند، اين ژست در افرادى مشاهده مى شود كه در شرايط مضطربانه اى قرار دارند. در واقع چنين به نظر مى آيد براى حفظ جان شان به خود دست آويخته اند.

دست هاى تا شده: هنگامى كه دست ها مقابل بدن هم ديگر را قطع مى كنند، معمولاً نشانگر وضعيت تدافعى است. فرد مى گويد: من تمايل ندارم به هرچيزى كه با عقايدم در تضاد است، گوش دهم. اغلب مردم از مانعى كه اين طرز ايستادن پديد مى آورد آگاهى ندارند، اما بى ترديد براى سد كردن هرگونه تعدى و مزاحمتى اين روش را به كار مى گيرند. خصوصاً وقتى كه لب هاى درهم و اخم نيز با آن همراه شود.

دراز كردن دست: زمانى كه مردى نشسته و دست خود را دراز كرده باشد، مى گويد : “من اینجا را تحت كنترل خود دارم” اما اگر زنى اين كار را انجام دهد، مرد ها اين گونه مى پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چند زمانى كه تنها يك دست را روى صندلى مجاور قرار مى دهد مى گويد: میخواهم مانند شما (مرد ها) باشم

دست به كمر بودن: در حالتى كه دست ها دو طرف كمر و آرنج به طرف خارج بدن قرار مى گيرد فرد مى گويد: از من فاصله بگير. اين عملى ن اآگاهانه است كه ما هرگاه احساس جامعه ستيزى داشته باشيم و يا در محلى پر ازدحام قرار بگيريم و تمايل نداشته باشيم ديگران نزديك به ما شوند اعمال مى كنيم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده شده و كف دست ها به سمت خارج مى چرخند. اين حركت پيامى روشن و واضح دارد: من شما را نمى شناسم، يا من نمى توانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگى فردى است كه اين ژست را به خود مى گيرد.

گام هاى كوتاه – بلند: استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهاى بلند برداشتن و كمر را راست كردن و سر را بالا نگاه داشتن، بيان گر حالتى مطمئن و صريح است. برعكس گام هاى ريز و با شانه هاى قوز كرده فرد را ترسو و آسيب پذير نشان مى دهد.

احوال پرسى دوستانه: با اندك بالا آوردن ابرو زمانيكه براى نخستين بار شخصى را ملاقات مى كنيد، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشيار مى نمايد.

رويارويى نزديک: هر فردى مجاز و نيازمند مقدار معينى حريم شخصى در پيرامون خودش ۹۰ سانتيمترى شما امتداد پيدا – است. معمولاً آن حريم شخصى ۱۸۰ مى كند. محدودة صميمى و خودمانى ۵۰ سانتى متر امتداد دارد. زمانى كه فردى خيلى نزديك به جلو مى آيد منجر به مزاحمت و ناراحتى مى شود. اين عملى تجاوزكارانه است كه نشان مى دهد طرف مقابل، مرز ها و حدود ديگران را رعايت نكرده و احترامى براى آن ها قائل نيست. اين طرز رفتار مى تواند سبب شود تا يك فرد منفعل و بى اراده، احساس آسيب پذيرى كرده و حالت تدافعى به خودبگيرد. تا زمانى كه از شما درخواست نشده عقب بمانيد.

ايستادن دست به سينه: اگر مى خواهيد بر تر از ديگران جلوه كنيد، پشت به ديوار تكيه زده و دست به سينه بايستيد. پيام روشن است : مزاحم نشويد

زبان بدن گرفتن گردن: هنگامى كه دست به طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب مى كند نشانه خشم است. در دوران بدوى اين ژست به ضربت سختى بر سر فرد مقابل منجر مى شد. اما در جوامع متمدن بايد از اين عمل اجتناب كرد. افرادى كه زبان بدن را متوجه مى شوند از توانمندى اين عمل آگاه هستند.

بازى با وسايل اطراف: در موقعيت اجتماعى هرگاه با پول خرد داخل جيب تان بازى كنيد و صداى جيرينگ جيرينگ آن را درآورده يا با مو ها و لباس تان كلنجار رويد، علامت واضحى است كه شما عصبى، بى قرار و هيجان زده هستيد. براى گذاشتن تأثير خوب روى ديگران سعى كنيد اين حركات را كه القاى بى تابى مى كند، در خود فرو نشانيد.

زبان بدن كشيدن شلوار: اين عمل در مردان بيش از زنان انجام مى شود. چون مرد ها هستند كه اغلب اوقات شلوار به تن مى كنند. پارچة يكى از پاچه هاى شلوار به نشانه ناباورى به طرف بالا كشيده مى شود طورى كه انگار پايش را روى چيز ناخوشايندى گذاشته و مى كوشد آن را از روى شلوارش بتكاند.

تكيه زدن به ديوار: زمانى كه شما به ديوار و يا در ورودى با آرامش خاطر بسيار، تكيه مى دهيد، به ديگران مى گوييد كه بمانند. اين روشى است براى طولانى كردن گفتگو خصوصاً وقتى كه در موقعيت هاى اجتماعى قرار داريد.

حالت ارتباط نزديک: هنگامى كه دو نفر با هم گفتگو كرده و يك ديگر را در يك جايگاه و همسو مى يابند، انس و علاقة متقابل را نمايان مى كند. افرادى كه براى مدت زمان مديدى با يك ديگر بوده اند حركات هم ديگر را تقليد و تكرار كرده و حتى كلمات و الفاظ يكسانى را هم زمان بيان مى كنند.

زبان بدن حالت نزاع: هنگامى كه دو نفر رو در روى هم، اما برخلاف مورد قبلى مى ايستند، بيان گر خشونت و تندخويى شديد است. در شرايط عادى هر دو نفر هنگام صحبت كردن اندكى از يكديگر فاصله مى گيرند. اما هرگاه بخواهند با يك ديگر زورآزمايى و نزاع كنند خود را در حالت بينى به بينى قرار مى دهند كه تقابل بسيار خطرناكى است.

تعظيم كردن: اين ژست اداى احترام دنياى كهن، ديگر كاربردى جز در محافل ديپلماتيك و موقعيت هاى رسمى ندارد. تعظيم كردن در زمان هاى گذشته به عنوان اداى احترام و درود فرستاندن متعارف به كار مى رفته اما امروزه در اغلب اوقات توسط هنرمندان و مجريان بر روى سن مورد استفاده قرار مى گيرد.

دست به كمر ايستادن: دست به كمر زدن، نشانه احساس برترى و محق بودن فرد است. دو مدل دست به كمر ايستادن داريم:

۱- يكى حالتى كه كف دست ها رو به زمين است، اين حالت حس شديدترى را القا مى كند.

۲- ديگرى حالتى كه دست روى باسن قرار مى گيرد و كف دست كمى به سمت بالاست، در اين حالت نسبت به حالت قبل حس كم ترى القا مى شود.

زبان بدن دست به سينه شدن: كسى كه دست به سينه مى شود وارد گارد دفاعى شده! در كودكى زمانى كه از موقعيتى خوشمان نمى آمد، يا در شرايط نگران كننده اى قرار مى گرفتيم، پشت پدر يا مادر خود مخفى مى شديم، اكنون در بزرگسالى همان حركت را بصورت مخفيانه (با دست به سينه شدن) انجام مى دهيم. شخص با دست به سينه شدن و هم چنين با پا روى پا انداختن بين خود و شرايط مقابل رويش حفاظى مى سازد تا در پشت سر آن احساس امنيت و آرامش بيش ترى كند. اگر در حين تبليغ كالايى شنونده دست به سينه شد، حتماً دليل مخالفتش را بيابيد و بعد به ادامه تبليغ خود بپردازيد، زيرا همان طور كه افكار ما به طور ناخودآگاه حركات بدن ما را ايجاد مى كنند، اگر مدت زمان طولانى اى در يك حالت بدنى بمانيم، طرز فكر ما تحت تأثير قرار مى گيرد. در آزمايشى، شصت دانشجو را با شرايط هوشى نزديك به هم، به دو گروه سى نفرى تقسيم كردند، به هر دو گروه يك استاد، يك درس يكسان را در شرايط آموزشى يكسان تدريس مى كرد با اين تفاوت كه، به گروه اول گفته بودند كه در تمام مدت كلاس دست به سينه بنشينند و از گروه دوم خواستند تا راحت و با گاردى باز سر كلاس حاضر شوند.نتيجة آزمايش بسيار جالب توجه است. گروهى كه با گارد بسته و دست به سينه سر كلاس حاضر شده بودند ۳۸ درصد كم تر از گروه ديگر بحث درس را متوجه شده بودند، در حالى كه تنها تفاوت اين دو گروه در دست به سينه نشستن شان بود. بار ديگر تكرار مى كنم، در زمان گفتگو اگر مشاهده كرديد طرف مقابلتان وارد گارد دفاعى شده، با سوالى دربارة موضوع نظر او را جويا شويد و پس از رفع آن به ادامه بحث بپردازيد. براى اين كار كافى است، مثلاً به او بگوييد : مى بينم كه درباره اش فكر مى كنيد! نظرتان تا اين جاى كار چيست ؟ ” و سپس به عقب تكيه داده و دستان خود را از هم باز نگه داريد طورى كه كف دست ها رو به بالا و بيان گر اين باشند كه شما گوش مى كنيد.

زبان بدن پا روى پا انداختن: پا روى پا انداختن نوع خفيف تر گارد دفاعى است كه هم در حالت نشسته و هم در حالت ايستاده صورت مى گيرد.

لمس لب: در لب هاى انسان حس گر هاى عصبى بسيارى وجود دارد، و با لمس لب احساس آرامش بسيار بالايى مى كنيم.  زمانى كه هيجان زده مى شويم لب هاى خود را روى هم مى فشاريم، با اين كار به ياد مكيدن سينه مادر در دوران كودكى، آرام مى شويم.

گاهى به جاى لمس كوتاه لب ها، انگشت اشاره، انگشت هاى ديگر و يا دست خود را روى لب هايمان مى گذاريم. در اين حالت شخص يا در حال تفكر است و يا سعى مى كند جلوى خود را بگيرد و حرفى را به زبان نياورد. (مثلا مخالفتش را ابراز نكند.)

زبان بدن لمس كردن گوش: خاراندن پشت گوش به وسيله شنونده، نشانه عدم تمايل به شنيدن بدگويى است. اگر با حركت سر به سمتى مثلاً چپ يا راست همراه باشد، طورى كه شخص از گوشه چشم به حرف هاى گوينده گوش كند، نشان از ترديد شنونده است. اگر شخصى در زمان سخن گفتن پشت گوش خود را بخاراند، نشانة خوبى نيست و تأثير منفى روى شنونده خواهد گذاشت، و اين حس را القا مى كند كه گوينده نسبت به سخنان خود اطمينان كافى را ندارد.

اكثراً مرد ها زمانى كه به كسى علاقه دارند سرشان را به يك سمت متمايل كرده و با لالة گوششان بازى مى كنند.

زبان بدن تكيه دادن به چيزى: تكيه دادن به اشيا نشانة احساس مالكيت نسبت به آن هاست، مثلاً مجرى برنامه بيش تر از ميهمانان آن برنامه به ميز تكيه مى دهد.

دايره ساختن با دست، در فضا: ساختن دايره اى فرضى در فضا به كمك يك دست و يا حتى دو دست، بيان گر تسلط فرد به موضوع مورد بحث است.

مكان نشستن: در برخورد با مرد ها و زن ها، مكان نشستن با هم متفاوت است: مرد ها وقتى با شخصى احساس صميميت مى كنند، روبه روى او مى نشينند. آن ها نسبت به تازه واردى كه روبه روى آن ها بنشيند، حس و نظر خوبى نخواهند داشت. زنان زمانى كه با شخصى احساس صميميت مى كنند، كنار او مى نشينند و نسبت به تازه واردى كه كنار آنان بنشيند، حس و نظر خوبى نخواهند داشت. در نخستين برخورد، پيشنهاد مى شود براى موفقيت در ارتباط، اگر طرف مقابل شما مرد است ابتدا مكان ايستادن و يا صندلى خود را كنار او قرار دهيد و سپس آرام آرام موقعيت خود را به روبه روى او، تغيير دهيد. و براى اولين برخورد با يك خانم، بالعكس عمل كنيد، ابتدا روبه روى او و سپس آرام آرام در كنارش قرار بگيريد.

زبان بدن امتداد جهت پا ها: انسان ها همواره به سمت كسى، چيزى و يا موقعيتى مى ايستند كه نسبت به آن تمايل بيشترى دارند. در گفتگو هاى سه نفره، زمانى كه به صورت مثلثى مى ايستيم، همواره رو به روى كسى مى ايستيم كه به او تمايل بيشترى داريم. گاهى پيش مى آيد كه مجبوريم به سمت شخص و موقعيت ديگرى توجه كنيم (ولى كماكان تمايل مان به سمت شخص قبلى است) در اين مواقع، روى خود را به سمتى كه مجبور شده ايم برمى گردانيم، اما هنوز هم امتداد پاهاى ما به سمت شخص قبلى است.

اشخاصى كه در اتاق، امتداد پ اهايشان رو به سمت درب خروجى است، به ادامه گفتگو تمايلى ندارند (خسته شده اند يا بيرون از اتاق كارى دارند) و مى خواهند هرچه سريع تر از اتاق خارج شوند.

زبان بدن دست زیر چانه: شنونده در چند حالت دستش را زير چانه اش قرار مى دهد: يكى در زمانى كه مشتاقانه به حرف سخنران گوش مى دهد و مجذوب آن بحث شده است. در اين حالت شنونده معمولاً كمى به سمت جلو متمايل شده، انگشت شست خود را زير چانه قرار داده و يكى از انگشتان ديگرش (مثلاً انگشت اشاره) را روى لب قرار مى دهد. توجه داشته باشيد اگر همين حالت شست و انگشت اشاره (كه روى لب قرار گرفته است) با تكيه دادن شنونده به صندلى و احيانا با پا روى پا انداختن او همراه باشد، نشان از شنيدن منتقدانه و متفكرانه است. در اين شرايط نبايد زياد تعجب كنيد اگر شنوندة منتقد، با دست ديگرش آرنج دستى كه زير سر قرار داده است را نگه دارد، چرا كه اين حركت، يكى از حالات ظريف دست به سينه شدن (گارد دفاعى) است. يكى ديگر از شرايطى كه شنونده دستش را زير چانه مى زند، حالتى است كه او از بحث خسته شده. اين حالت را به راحتى مى توان از حالت قبلى تميز داد، چرا كه شنونده اى كه خسته شده باشد، از دست خود به عنوان تكيه گاهى براى سر استفاده مى كند و اگر دستش را از زير سر بردارد، سرش خواهد افتاد. و يك سوال؟! اگر اين شنونده انگشتانش را هم روى لبش قرار داده باشد چه معنايى را مى دهد؟او هم خسته شده و هم مخالفتش را از شما پنهان مى كند.

زبان بدن تكان دادن سر: تكان دادن سر در جهت بالا و پايين، معناى تأييد مى دهد. شنوندة باهوش از همين حركت سر براى نفوذ در دل سخنران استفاده مى كند. اين حركت را در گفتگو هاى دو نفره هم انجام دهيد. اين حركت كوچك سر، معجزه مى كند. اين حركت پيام هاى ناخودآگاهى را به شنونده ارسال مى كند مثل: من به تو توجه مى كنم، هوش و حواسم به توست عزيزم، گوش مى كنم گلم، دركت مى كنم و… حركت ديگرى كه با سر انجام مى دهيم، حركت سر به سمت چپ و راست است. اين حركت معناى نفى مى دهد. اين حركت را در طفوليت هم انجام مى داديم، زمانى كه نوزاد از شير مادر سير مى شود، با حركت دادن سرش به سمت چپ و راست، سينه مادر را پس مى زند و سير شدنش را اعلام مى كند.

دست ها به روى زانو: وقتى كف دست ها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذيرا است. وقتى كف دست ها پايين باشد ممكن است پاى فريب كارى و تعرض در ميان باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *